ديروز (پنجشنبه) خبري در فضاي مجازي پخش شد: دوازده نفر پس از حمله به یک جشن تولد در باغی در حوالی روستای اصغرآباد اصفهان دست و پای مردان حاضر در مهمانی را بسته و به زنان تجاوز کردهاند.
خبر ديگري هم شنبهي گذشته منتشر شد: امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران به دلیل اقدام برای نجات یک دختر جوان از چنگال اراذل و اوباش در خیابان شریعتی تهران، در آستانه نابینایی از یک چشم قرار گرفت.
و حتما خبرهاي مشابهي رو روزانه از رسانهها و يا دوستان و آشنايان در مورد آزار جنسي در جامعه ميشنويم. موضعگيريها در قبال علت وقوع آزار جنسي متفاوته! عدهاي مقصر اصلي رو خانمها ميدونند و معتقدند كه با نوع پوشش خودشون باعث تحريك مردان ميشن! عدهاي ديگه مقصر اصلي رو حكومت ميدونند كه با بگير و ببندهاش باعث شده بسياري از مردم از لحاظ جنسي حريص شند. عدهاي ديگه باز حكومت رو مقصر ميدونند كه چرا مثل كشور هلند مكانهايي رو براي ارضاي جنسي در نظر نميگيره تا اونهايي كه نياز دارند خودشون رو ارضا كنند! عدهي ديگري هم علت رو فقر فرهنگي و عدم آموزش مناسب ميدونند كه باعث تربيت انسانهاي مريض ميشه. عدهاي هم علت رو مردسالار بودن جامعهي ايران ميدونند. و عدهاي هم علت رو تركيبي ازينها ميدونند!
همهي اين مسائل باعث شد كه به اين فكر كنم كه آيا آزار جنسي مختص جامعهي ايرانه؟ و اگر در ساير كشورها چنين مشكلي هست در اون كشورها علتش رو چي ميدونند؟
سري به گوگل زدم:
1- سوئد بالاترين آمار تجاوز جنسي در اروپا در سالهاي 2004 تا 2008 رو داشته! مطابق اين خبر سالانه 5000 تجاوز جنسي در كشور 9 ميليوني سوئد گزارش ميشه! هر چند عدهاي دليل اين آمار بالا رو تعريف متفاوت سوئد از تجاوز جنسي ميدونند اما به هر حال آمار بسيار بالاييه!
2- اين خبر هم ميگه سال 2001 در اسلو پايتخت نروژ 111 مورد تجاوز جنسي گزارش شده!
3- اين لينك هم آمار تجاوز جنسي زنان در 20 كشور مطرح دنيا در سال 2002 رو نشون ميده كه آمار نيوزيلند (1.3 درصد كل جمعيت زنان)، اتريش (1.2 درصد)، فنلاند (1.1 درصد)، سوئد (1.1 درصد) و استراليا (يك درصد) آمار نسبتا بالايي رو نشون ميده!
حالا بماند كه كلا قضيهي آمارگيري توي ايران مخصوصا در اين مقولات بيشتر به جوك شبيه هست و هيچ روشي براي مقايسهي آمار تجاوز و آزار جنسي در ايران با كشورهايي كه اسمشون رفت وجود نداره (حساب سرانگشتي ميگه كه اگر تعرض در تاكسي و اتوبوس و پلهوايي رو تجاوز جنسي حساب كنيم آمار آزار جنسي در ايران بالاي 50 درصد خواهد بود!) اما به هر حال همين جستجوي سادهي گوگلي نشون ميده كه اين مشكل در تمام دنيا وجود داره هر چند در بسياري از كشورها به هيچ وجه قابل مقايسه با ايران نيست (جواب سوال اولم!)
اما در جواب سوال دوم. در كشورهاي غربي هم دلايلي كه براي اين موضوع ذكر ميشه متفاوت هست:
1- مطابق اين خبر در حالي كه 80 درصد قربانيان تجاوز در نروژ زنان نروژي هستند، 85 درصد متجاوزين غيرنروژي هستند كه 65 درصد مهاجرين غيرغربي هستند! كه در صورت معتبر بودن اين آمار ميتونه نشون دهندهي دخالت داشتن مسالهي فرهنگي و تربيتي در اين مقوله باشه.
2- نويسندهي اين مطلب معتقده كه موج تجاوزات و آزار جنسي در كشورهاي اسكانديناوي به دليل مهاجرت مسلمونها در 20 سال اخيره. براي مثال به سخنراني مفتي كوپنهاگ مبني بر مترادف بودن بيحجابي با چراغ سبز براي تجاوز اشاره ميكنه و اون رو تفكر غالب مسلمونها در اين زمينه ميدونه!
3- مطابق اين خبر، در گزارشي كه اتحاديهي اروپا در مورد تجاوز در سوئد ارائه داده، علت زياد بودن آمار تجاوز در سوئد مواردي از قبيل مصرف زياد الكل، آزاديهاي جنسي و سن پايين سكس ذكر شده!
4- اما جالب بود برام وقتي خوندم كه برخي از خود غربيها هم تجاوز رو با نوع پوشش مرتبط ميدونند! گزارشي در مورد آمار تجاوز در گوتنبرگ سوئد در سال 2007 نشون ميده كه ميزان تجاوز در تابستون به مراتب بيشتر از زمستون بوده كه دلايلش رو علاوه بر حضور بيشتر مردم در عرصهي عمومي در تابستون، پوشيدن لباسهاي نازكتر در تابستون ذكر ميكنه! همچنين مدتي قبل قاضي شهر وينيپگ كانادا در پي آزادي مشروط مردي كه متهم به تجاوز به دختري شده بود گفته بود اون دختر تيوب تاپ پوشيده بوده و كرست نداشته و كفشهاي پاشنه بلند داشته و مقدار زيادي آرايش كرده بوده، و اون مرد نميتونسته بفهمه كه اون دختر چي ميخواد. صد نفر از زنان وينيپگ هم دست به تظاهرات زدند و شعار دادند: نه يعني نه، بله يعني بله! در موردي مشابه اخيرا يك افسر پليس تورنتو در دانشگاه يورك گفته بود اگر زنان نميخوان مورد تجاوز قرار بگيرند، نبايد مانند زنان فاحشه لباس بپوشند! كه اين بار هم حدود دو هزار نفر از زنان تورنتو دست به اعتراضي مشابه زدند (ترجمهها از اينجا). در قسمت نظرات خبر اين اعتراض، افسر پليس ديگري نوشته: با اين كه با كلماتي كه اون افسر پليس به كار برده قويا مخالفم اما معتقدم كه بايد نسبت به محيط اطرافامون و اين كه در واقعيت آدمهاي بيماري پيدا ميشند آگاه باشيم! در حالي كه اين حق شماست كه در تاريكي شب در جنگل راه بريد اما آيا به ريسكش ميارزه؟ تو جامعه آدمهاي بيمار جنسي پيدا ميشند كه به هيچ قانون و اعتقادي پايبند نيستند! در يك دنياي كامل هيچ آدمي كه مزاحم سايرين بشه پيدا نميشه اما در دنياي واقعي هميشهآدمهاي بيمار وجود دارند… .
اين حرفها نشون ميده كه اين ذهنيت در دنياي غرب هم وجود داره كه براي جلوگيري از وقوع آزار جنسي بايد مراقب نوع پوشش بود و در نتيجه مختص جامعهي ايران نيست! ظرافتهاي اين بحث رو آرش كمانگير به خوبي بيان كرده.
5- در مورد رابطهي آزادي خريد و فروش سكس و ميزان تجاوز هم هميشه بحثهايي مطرح بوده! براي مثال در سوئد سالهاست كه با تلاش فعالين حقوق زنان خريد و فروش سكس ممنوع شده اما در هلند اين مساله آزاد هست و هميشه اين بحث مطرحه كه آيا اين دو رويه روي ميزان تجاوز جنسي تاثير متفاوتي دارن؟ يكي از بحثهاي جالب در اين زمينه مطلبي هست كه سوزان جي در كنفرانس خشونت عليه زنان در سال 2003 در ونكوور ارائه كرد و در طي اون نظريهاي كه كه ردلايت ديستريكت رو راه حلي براي مشكل خشونت جنسي عليه زنان ميدونه رد كرد!

ژوئیه 6, 2011 در 7:52 ب.ظ. |
بیچاره اون غازه……
یعنی می فرمایید ما با چادر بریم بیرون، مساله حله؟
پل هوایی……
از دست شما مردا کجا بریم ما؟ بریم مریخ خیال خودمونو راحت کنیم؟
بابام جان: نه یعنی نه، بله یعنی بله و ……. فقط، من یه مشکل کوچولو دارم
وقتی می رم تو خیابون، دخترا یه سرو وضعی دارن که وادارم میکنن به همجنس گرایی هم فکر کنم ولی همین دخترها وقتی کسی بهشون تنه بزنه (حتی غیرعمد) تجاوز به حریم خصوصیشون محسوب می کنن و قیامتی می شه که بیا و ببین
فکر کنم هرچیزی یه حدی داره
ما یه همکلاسی ایرانی داشتیم که بس که سر کلاس ها خودش رو بزک دوزک می کرد خارجی ها ازش می پرسیدن آیا شبها …… کلاب کار می کنه؟
من نمی گم تقصیر زن هاست
می گم تو جامعه ما پررنگتره و شکل بیمارگونه ای به خودش گرفته
این سیر بیمار هم دلایل خاص خودش رو داره
ولی قضیه اینه که این چیزها شده بهمن و داره با سرعت بزرگ و بزرگتر می شه
ما همه زیر این بهمن دفن خواهیم شد
خوش به حالت که در رفتی
ژوئیه 11, 2011 در 9:48 ب.ظ. |
والله اين نوشته هيچ توصيهاي توش به كار نرفته بود كه چي بپوشيد چي نپوشيد. صرفا نظرات مختلف رو بدون جهت گيري نوشته بودم. اما اون كامنتي كه اون افسر پليس نوشته بود رو قبول دارم: با اين كه هر كس آزاده نصف شب بره تو جنگل اما بايد ريسكش رو هم در نظر بگيره! در نتيجه اگه كسي عاقل باشه حتي با چادر هم توي ايران شب از پل هوايي نبايد رد شه! اين به معني اين نيست كه اگه دختري روي پل هوايي مورد تعرض قرار گفت تقصير خودشه چون خطر كرده، بلكه در اون حالت تمامي تقصير گردن فرد متجاوزه! اما احتياط قبل از وقوع حادثه هم چيزيه كه توصيه ميشه! همين!
سپتامبر 1, 2011 در 8:49 ق.ظ.
مسئله چنین نقدها و نظر دادن هایی اینجاست که تفاوت فاحشی وجود داره بین چینش داستان ها و واقعیت “سازی”، با اصل عمل در واقعیت.
برای مثال، کمی فکر کن که خودت در این داستان چطورعمل کردی. کافیه خودت و یه دختر(با پوشش خیلی معمولی) که به اعتماد تو همراهت هست رو بذاری تو سناریویی که نوشتی: نصف شب، جنگل و خطر.
کجا بود توصیه ات برای احتیاط و در نظر گرفتن ریسک؟!
ژوئیه 6, 2011 در 9:03 ب.ظ. |
با سلام
دوست عزیز از این عقلانیتی که در کل نوشته شما یافت می شود لذت بردم مدتها بود که چنین چیزی رو کمتر دیده بودم .
دلسوزی برای مردم برای کشور خیلی وقت هست که از ذهن حاکمان دور شده به هر دروغ و ناروایی تن در می دهند تا بگویند حرف ما درست است . امیدوارم همه موافقان و مخلافان واقعا لختی بیندیشند و منافع زنان و مردانی که در این اب و خاک زندگی می کنند رو در اندیشه و عمل خود در نظر بگیرند
ژوئیه 11, 2011 در 9:49 ب.ظ. |
ممنون از حسن توجهتون:)