نوشته هاي اسخيفولي

1-      فراغتِ بال فرودگاهي

هميشه فكر مي كردم فراغت بارترين لحظه ي زندگي موقعيه كه در حالي كه چندين ساعت تو خيابون بودي و كلي نوشابه خورده بودي و خودتو نگه داشته بودي و نشاشيده بودي، الان از دستشويي بياي بيرون و يه نفس عميق بكشي و هم چين دنيا برات يه رنگ ديگه بشه! اما الان كه نگران اضافه بار بودم (اين شركت هاي بلاد كفر هم كه چونه مونه سرشون نمي شه) وقتي ديدم در حالي كه بيشينه ي بار 20 كيلو هست نمايش‌گر ترازو براي بار من كه از وقتي گذاشتم رو باسكول هي داشت تند تند عددش زياد مي شد، روي 19.8 كيلو وايساد، فهميدم اين لحظه هم مي تونه با اون لحظه اي كه توصيف اش ثانيه هايي پيش رفت از لحاظ فراغتِ بال رقابت كنه!

2-      قد بالاي قد

پرواز از آمستردام مي ره كپنهاگ و اكثر مسافراش اهالي هلند و دانمارك و سوئد هستن! توي صف كنترل بليط كه وايساده بودم يه لحظه سرمو بالا گرفتم و ديدم اي داد بي داد! با 191 سانتي متر قد احساس كوتوله‌گي كردم! خلاصه آقا جون هميشه قد بالا قد هست!

پي نوشت: اين اسخيفول تلفظ هلنديه همون شيفول خودمونه؛ فرودگاه آمستردام!

Advertisements

2 Responses to “نوشته هاي اسخيفولي”

  1. nazdoone Says:

    ناشکری نکن دوست من

    من اینجا تو مالزی احساس می کنم گالیوری هستم در سرزمین لی لی پوت

    بس که این چینی ها نازکن و کوچولو

    آرتروز گرفتم بس که پایینو نگاه کردم

    😉

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s


%d bloggers like this: